فرهنگ مردم جمعه ها از ساعت 21:30 الی 22 به مدت 30دقیقه

رادیو ایران

فرهنگ مردم

نگاهی به ضرب‌المثل چهار دیواری‌اختیاری

ضرب المثل چهار دیواری‌اختیاری هر كس در خانه‌اش خودمختار است و اجازه انجام هر كاری را دارد..

«ضرب‌ المثل» سخن كوتاه و مشهوری است كه به مفهومی عبرت‌ آمیز یا گفتاری نكته آموز اشاره می‌ كند و جای توضیح بیشتر را می‌ گیرد. در برنامه «یك داستان، یك ضرب‌ المثل» به بررسی این قصه‌‌های پندآموز می‌ پردازیم.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی رادیو ایران، محمدمحسن رفیعی و شمسی فضل‌اللهی در برنامه فرهنگ‌مردم درباره چهار دیواری‌اختیاری صحبت كرده‌اند.

شرح این ضرب‌المثل آمده شاه عباس عادت داشت به قصد آگاهی از وقایع پایتخت شب‌ها با لباس درویشی در كوی و برزن چرخی می‌زد شبی شاه عباس با رفتن در محله فقیرنشین
ضرب المثل چهار دیواری‌اختیاری هر كس در خانه‌اش خودمختار است و اجازه انجام هر كاری را دارد.

یكی از عادت‌های شاه عباس این بود كه هر چند وقت یك‌بار با لباس مردم عادی و بی‌سروصدا صورتش را می‌پوشاند و بین مردم می‌رفت و با آن‌ها شروع به صحبت می‌كرد تا از اوضاع زندگی و كسب و كار مردم كوچه و بازار اطلاعاتی به‌دست آورد. یك شب كه شاه عباس به قصد سركشی در كوچه و پس كوچه‌های شهر راه می‌رفت، از درون خانه‌ای صدای تنبك و سنتوری را شنید كه فردی می‌نواخت و با صدای خوش اشعاری را می‌خواند و بلند بلند می‌خندید. شاه عباس كنجكاو شد تا بفهمد این سروصداها برای چیست و خود را به پشت پنجره‌ی آن خانه رساند و به درون آن نگاه كرد. دید پیرزنی تنها است كه خیلی زیبا تنبك می‌زند و اشعاری را می‌خواند و می‌خندد. وقتی گوش‌هایش را تیز كرد تا بهتر صدای پیرزن را بشنود، دید پیرزن در قالب شعر الفاظ و صفاتی زشت و نادرست را به فردی نسبت می‌دهد. برایش جالب‌تر شد كه منتظر بماند تا بفهمد زن این الفاظ را به چه كسی نسبت می‌دهد؟
وقتی شعرهای پیرزن تمام شد پیرزن خنده‌ی بلندی كرد و گفت: این شعرها هم به سلامتی شاه عباس نامرد! شاه عباس كه اصلا توقع شنیدن چنین حرف‌هایی را نداشت خیلی تعجب كرد. او با خود گمان می‌كرد كه به‌شدت مورد احترام و علاقه‌ی مردم قرار دارد و مردم همه او را دوست دارند. آن شب شاه عباس از گشتن در شهر منصرف شد و به قصر بازگشت. فردا صبح نگهبانان قصر را فرستاد تا به در خانه‌ی پیرزن بروند و هر چه زودتر او را به‌حضور شاه عباس بیاورند.

وقتی پیرزن وارد شد و روبه‌روی شاه عباس قرار گرفت، با تعجب پرسید: جناب پادشاه گناهی از من سر زده كه صبح به این زودی سربازانی را به‌دنبال من فرستاده‌اید؟ شاه عباس با نهایت غرور گفت: بله، شنیده‌ام دیشب در خانه‌ات بساط آوازخوانی و دایره و تنبك زنی برپا بوده. پیرزن دانست كه شاه عباس از چه خبردار شده. سرش را پایین انداخت و گفت: بله جناب حاكم. شاه عباس گفت: خوب موضوع اشعارتان چه بود؟ به چه كسی فحش و ناسزا می‌گفتید؟ پیرزن شرمنده‌تر شد و گفت: امر، امر شماست، هر چه دستور دهید من قبول می‌كنم. شاه عباس گفت: من می‌خواهم خودت بگویی برای كسی كه چنین حرف‌های زشتی به حاكمش نسبت می‌دهد چه مجازاتی بهتر است در نظر بگیریم.
پیرزن كه می‌دانست شاه عباس منتظر است چه چیزی بشنود گفت: اگر من جای شما بودم، چنین كسی را به مرگ محكوم می‌كردم. شاه عباس از این حرف پیرزن خوشش آمد و گفت: خوشمان آمد. پس پیرزن فهمیده‌ای هستی؟ پیرزن گفت: امر، امر شماست. ولی اجازه می‌خواهم قبل از این‌كه مرا مجازات كنید، به من فرصت بدهید برای آخرین بار به خانه‌ام برگردم و كاری را انجام دهم و بعد از آن من در خدمت شما هستم تا هر بلایی خواستید بر سر من آورید. شاه عباس از تقاضای عجیب پیرزن تعجب كرد و برایش جالب شد تا بداند پیرزن چه كاری در خانه دارد و به او اجازه داد تا با دو نفر از مامورانش به خانه‌اش برگردد، آنجا بمانند تا كار پیرزن تمام شود و باز به قصر برگردند. شاه عباس به ماموران سفارش كرد چشم از پیرزن برندارند و مواظب باشند فرار نكند.

وقتی پیرزن به‌همراه ماموران به خانه‌اش رسید، از گوشه‌ی حیاط بیل و كلنگ را برداشت و شروع به خراب كردن در و دیوار خانه‌اش كرد. ماموران جلوی او را گرفتند و گفتند: این چه كاری است می‌كنی؟ چرا در و دیوار خانه‌ات را خراب می‌كنی؟ پیرزن گفت: كدام خانه؟ كجای این چهار دیواری مال من است؟ من حتی در این چهاردیواری خودم هم اختیار و آزادی ندارم. من در خانه‌ی خودم هم حق انجام كارهایی كه دوست دارم را ندارم. پس این در و دیوار به چه درد می‌خورند؟ بهتر است هر چه زودتر خراب بشود چون هیچ فرقی با كوچه و خرابه ندارند. ماموران هر طوری بود پیرزن را به قصر برگرداندند و ماجرا را برای شاه عباس تعریف كردند. شاه عباس رو به پیرزن گفت: تو آزادی! من از اول هم قصد اذیت و آزار تو را نداشتم. از تو ممنونم، چون این كار تو تلنگری بود به من تا مواظب رفتارم با زیردستانم باشم.

برنامه فرهنگ‍مردم جمعه ساعت 21:30 از رادیو ایران پخش می‌شود

1404/11/04
|
17:47
دسترسی سریع
فرهنگ مردم